Welcome to Petsworld

به انجمن  گفتگو ی دنیای حیوانات خوش آمدید، لطفا در سایت ثبت نام کنید تا بتوانید از تمام امکانات این انجمن استفاده کنید 😊

جستجو در انجمن: در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'دستگاه جوجه کشی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • حیوانات خانگی
    • حیوانات خانگی
  • حیات وحش
    • حیات وحش

تقویم ها

  • Community Calendar

دسته ها

  • Files

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد


2 نتیجه پیدا شد

  1. کبک برفی نام علمی آن Lerwa lerwa است. این گونه برای اولین بار در سال 1833م توسط طبیعی دان انگلیسی «برایان هوگسون» شناسایی گردید. این گونه به طور وسیع در مناطق مرتفع کوه­های هیمالیا در هندوستان و نیز در کشورهای پاکستان، نپال و چین پراکنده شده است. این گونه تنها گونه جنس «لروا» می باشد. پرنده نر و پرنده ماده از لحاظ رنگ آمیزی پرها شبیه هم می باشند اما نرها در بالای پنجه های پا یک مهمیز دارند که این امر آن ها را از پرنده ماده متمایز می سازد. پرهای پشت آن به رنگ بلوطی و پرهای ناحیه شکم به رنگ قهوه ای با خطوط سفید و منقار و پاهای آن به رنگ سرخ روشن است و پرهای دم نیز به رنگ بلوطی با نقاط سفید می باشد و برخی از آن ها تاج کوچکی نیز بر روی سر دارند. طول بدن پرنده بالغ 38-40 سانتیمتر و وزن پرنده ماده 450-580 گرم و وزن پرنده نر 550-700 گرم می باشد. جوجه های کبک برفی شبیه جوجه قرقاول خونی می باشد. کبک عربی نام علمی آن Alectoris melanocephala است. این گونه در سال 1853م توسط طبیعی دان آلمانی «ادوارد روپیل» شناسایی گردید. خاستگاه آن عمان، عربستان سعودی و یمن است و اخیراً این گونه از کشور عمان به کشور پاکستان برده شده است. کبک پرزیوالسکی نام دیگر آن «کبک طوقی نارنجی» است و نام علمی آن Alectoris magna است. این گونه در سال 1876م توسط جغرافی دان روسی «نیکولای پرزیوالسکی» شناسایی گردید. پراکنش جغرافیایی این کبک در شرق تبت و غرب چین می باشد. از بزرگترین گونه های کبک است و طول آن به 38 تا 39 سانتیمتر می رسد. نر و ماده شبیه به هم هستند. معمولاً شبیه کبک چوکار بوده ولی قدری تنومندتر و سرپاتر است. دور گردن دو یقه با پرهای سیاه دارد. قسمت پایین بدن قهوه ای و روی پهلوها نوارهای ظریفی دارد. کبک کوهی نام علمی آن Alectoris graeca است. این گونه در سال 1804م توسط دانشمند آلمانی «کارل منسیر» شناسایی گردید. این گونه در محدوده وسیعی از جنوب غرب آسیا تا جنوب شرق اروپا پراکنده است و بیشتر در مناطق خشک و زمین های باز و گاهی اوقات نیز در مناطق مرتفع و کوهستانی دیده می شود. لانه های خود را بر روی زمین و در شکاف های مختلف می سازد و هر بار 5-8 تخم می گذارد. پرهای سر و سینه و پشت آن به رنگ خاکستری است و بالهای آن راه راه و پاهای آن سرخ رنگ است. در هنگام احساس خطر ترجیح می دهد که بدود ولی در حالت ضروری می تواند مسافت کوتاهی پرواز کند. این گونه تا حدودی شبیه کبک چوکار است اما رنگ آن تیره تر می باشد. کبک چوکار نام دیگر آن «کبک چوکار هندی» بوده و نام علمی آن Alectoris chukar است. در لهجه های مختلف فارسی به آن خاسه، کو، زرج، ژرژ، کو و کوک می گویند (مکری 1361). این گونه در سال 1821م توسط طبیعی دان آمریکایی «توماس هورسفیلد» شناسایی گردید. خاستگاه آن کشور هندوستان و پاکستان بوده و در پاکستان به عنوان پرنده ملی شناخته می شود. این گونه و زیر گونه های مربوطه در محل های شیبدار سنگریزه ای و دره های خشک و گاهی مزارع و تاکستان ها زندگی می کنند. نر و ماده شبیه به هم و نسبت به گونه های دیگر چاق تر و درشت ترند. رنگ کبک چوکار از پشت گردن تا قسمتهای پایین بدن خاکستری می باشند و سرشانه ها آبی کم رنگ با حاشیه قرمز متمایل به قهوه ای است. فاصله دور چشم و منقار و گونه ها به رنگ زرد کم رنگ است. زیر گلو، گردن و قسمت سر به رنگ زرد نخودی است. خال های تیره رنگی در قسمت بالای گردن دیده می شود. سینه خاکستری و پهلو سفید است 9 تا 10 خط تیره در دو پهلو دارد. منقار قرمز کم رنگ و ساق پای قرمز پررنگ و عنبیه قهوه ای رنگ چشم از ویژگی های این کبک می باشد. ماده ها از نظر اندازه از نر کوچکتر بوده و کمی هم کمرنگ تر هستند و بر بالای پنجه ها مهمیز ندارند. طول بدن پرنده 32-35 سانتیمتر است. طول بالها 55 تا 60 سانتیمتر است. در شرایط طبیعی وزن کبک نر بالغ 510 تا 800 گرم و وزن کبک ماده 450 تا 680 گرم می باشد. کبک های چوکار معمولاً جفت جفت یا به صورت دسته های کوچکی دیده می شوند، ولی گاهی در زمستان گله های بزرگی تشکیل می دهند. هنگام احساس خطر کمتر پرواز می کند و بیشتر به سمت سربالایی کوهستان می دوند. در بهار و تابستان پرنده ای پر سروصدا است. در طبیعت همیشه در دامنه ها و شیب های کوهستانی باز و سنگلاخ یافت می شود و در میان بوته های کوتاه بین صخره ها آشیانه می سازد و معمولاً در نواحی پر درخت دیده نمی شود. کبک چوکار پراکندگی زیادی در ایران دارد و بیشتر کبک های وحشی ایرانی از گونه کبک چوکار می باشند. این گونه مناسب برای پرورش مصنوعی و می توان تخم پرنده را در دستگاه جوجه کشی پرورش داد . کبک فیلبی نام علمی آن Alectoris philbyi است. این گونه در سال 1934م توسط جراح و شرق شناس انگلیسی «پرسی لاو» شناسایی گردید. این گونه به نام قدیس انگلیسی «سنت جان فیلبی» نامیده شده است. توزیع جغرافیایی آن در جنوب غربی عربستان و یمن در ارتفاع بالای 1000 پایی است. اندازه این کبک گاهی به 388 سانتیمتر می رسد. نر و ماده شبیه به هم هستند. قسمت های بالای بدن و سینه به رنگ سیاه و سفید و شاه بلوطی است. رنگ پرهای بالای چشم مایل به سبز و پرهای روی پهلو به رنگ سیاه و سفید و شاه بلوطی است. زیر گلو و گونه ها به رنگ سیاه بوده و نقاط زرد و سبز روی قسمت چینه دان وجود دارد. منقار پاها و حلقه های اطراف چشم به رنگ قرمز تیره است. کبک بربری نام علمی آن Alectoris barbara است. این گونه در سال 1791م توسط بیولوژیست فرانسوی «پیر جوزف بوناتری» شناسایی گردید. این نوع کبک ها در تپه های سنگی و بوته زارها تا ارتفاع 100000 پایی زندگی می کنند. خاستگاه اصلی این کبک در شمال آفریقا و در تنگه جبل طارق و جزایر قناری بوده و از همان جا به پرتغال برده شده است. این کبک در «ساردینا» نیز دیده شده است. این پرنده 33-36 سانتیمتر طول دارد. تاج، پشت گردن سیاه با نقاط سفید است. قسمت های فوقانی بدن خاکستری و قرمز، سرشانه ها آبی مایل به خاکستری است. فاصله دو چشم و منقار طویل، گونه ها و زیر گلو خاکستری کم رنگ و نوار اطراف چشم به رنگ شاه بلوطی و از پرهای نارنجی زرد فام بسیار کم رنگ پوشیده شده است. نرها کمی از ماده ها بزرگترند. چشم ها قهوه ای روشن یا قهوه ای تیره و منقار به رنگ قرمز نارنجی یا قرمز پررنگ بوده ساق پاها قرمز تیره می باشد. در بیشه زارها لانه می سازد و در لانه خود 6-8 تخم می گذارد و بر روی دانه و حشرات تغذیه می کند. این کبک تا حدودی شبیه کبک پا قرمز است و فقط از لحاظ سر و گردن اندکی با آن متفاوت است. و بر روی دانه و حشرات تغذیه می کند. این کبک تا حدودی شبیه کبک پا قرمز است و فقط از لحاظ سر و گردن اندکی با آن متفاوت است. کبک سی سی نام علمی آن Ammoperdix griseogularis است. این گونه در سال 1843م توسط طبیعی دان آلمانی «جان فردریک وان برانت» شناسایی گردید. خاستگاه این گونه جنوب شرق ترکیه، ایران، سوریه و شرق عراق و پاکستان است و شباهت هایی به کبک شنی دارد که این کبک در مصر و کشورهای عربی وجود دارد. اندازه آن 22-25 سانتی متر است. این گونه در مناطق خشک و دشت های باز و در برخی موارد نادر در مناطق کوهستانی دیده می شود. رنگ پرها خاکستری روشن تا قهوه ای روشن بوده و رنگ منقار سرخ و سر و گردن خاکستری و ابروها به رنگ مشکی بوده و در پس چشم ها لکه ای سفید دارد. بالها مخطط بوده و به رنگ سفید و قهوه ای است و پاها به رنگ زرد است. کبک ماده نیز کاملاً شبیه کبک نر بوده و رنگ آن روشن تر است. این کبک نیز همانند سایر گونه ها قادر است که مسافت های کوتاه را پرواز نماید و ترجیح می دهد که مسافت های کوتاه را بدود. کبک پا قرمز نام دیگر آن «کبک فرانسوی» و نام علمی آن Alectoris rufa است. این گونه در سال 1758م توسط طبیعی دان مشهور سوئدی «کارل لینه» شناسایی گردید. خاستگاه طبیعی آن غرب اروپا در فرانسه و ایبری است و در دشت های باز جزیره انگلیس و ولزز دیده شده است و به عنوان پرنده شکار شونده توسط شکارچیان انگلیسی صید می گردد و در شمال لانگشایر و شرق یورگشایر نیز دیده می شود. در جنوب شرق اروپا کبک دیگری به نام «کبک کوهی» که خیلی به کبک پا قرمز شبیه است جای آن را گرفته است. از لحاظ ظاهری رنگ پر و بال پرنده قهوه ای روشن در ناحیه سر، پس سر و پشت تا انتهای دم است. بالها مخطط و رنگ نوک و پاها قرمز است ضمناً در اطراف چشم حلقه ای به رنگ قرمز دارد. پرنده در دشت های باز لانه و تخم گذاری می کند. کبک شنی نام علمی آن Ammoperdix heyi است. این گونه در سال 1825م توسط طبیعی دان هلندی «کونراد جاکوب تیمینک» شناسایی گردید. خاستگاه آن مصر، شرق فلسطین و جنوب شبه جزیره عرب است و این گونه شباهتهایی با کبک سی سی دارد. اندازه آن 22-255 سانتیمتر است و در زمین های خشک و دشت های باز و گاهی نیز در مناطق کوهستانی دیده می شود. لانه های خود را بر روی زمین می سازد و در هر لانه 5-7 تخم می گذارد. رنگ بدن آن قهوه ای روشن بوده و همانند کبک شنی، در پس چشم ها یک لکه سفید دارد. بال ها مخطط و به رنگ قهوه ای و سفید است و رنگ منقار سرخ متمایل به زرد و رنگ پاها زرد است. کبک منقار بلند نام علمی آن Rhizothera longirostris است. این گونه در سال 1815م توسط طبیعی دان هلندی «کونراد جاکوب تیمینک» شناسایی گردید. خاستگاه این گونه شبه جزیره مالاوی، جزیره سوماترا و کشور برونئی است و در جنگل ها و دشت ها و کوهستان های استوایی و نیمه استوایی زندگی می کند. این گونه دو زیرگونه به نام های «R. l. longirostris» و «R. l. dulitensis» دارد که زیرگونه اخیر به نام «کبک دولیت» نیز شناخته می شود و در کوهستان های مرکزی کشور برونئی زندگی می کند. کبک منقار بلند جزو گونه های در معرض انقراض به شمار می رود. رنگ بدن آن خاکستری بوده و در ناحیه پشت و زیر شکم به رنگ قهوه ای است. منقاری سرخ و بلند دارد و در کنار چشم خطی به رنگ سیاه دارد. بال ها مخطط و به رنگ سفید و سیاه است. پاها به رنگ سرخ است. کبک خاکستری نام دیگر آن «کبک انگلیسی»، «کبک مجاری» و «کبک هون» بوده و نام علمی آن Perdix perdix است. برخی افراد در زبان فارسی به آن «کبک چیل» می گویند. این گونه در سال 17588م توسط طبیعی دان مشهور سوئدی «کارل لینه» شناسایی گردید. این پرنده 28-32 سانتیمتر طول و بین 300 تا 400 گرم وزن دارد. از تیهو اندکی بزرگ تر اما از کبک و دراج کوچکتر است. در گروه­های 15 الی 20 تایی زندگی می کند به واسطه پیشانی و گلوی نارنجی بلوطی، سینه خاکستری و لکه نعل مانندش به رنگ قهوه ای تیره در زیر تنه و نیز نوارهای پهن بلوطی عرضی در پهلوها به آسانی شناخته می شود. نر و ماده هم شکل اند و در پرواز خال های قهوه ای خاکستری رنگی روی بالها و زیر تنه اش دیده می شود که در تضاد با رنگ خاکستری گلو و چارچوب بلوطی سر قرار دارد. پرهای بیرونی دم، نارنجی قهوه ای است. هنگام راه رفتن قوز کرده و به محض احساس خطر فوراً خود را جمع کرده و در حالی که سرش را بالا گرفته و آماده پرواز است به سرعت می دود. این پرنده در کشتزارها، چراگاه ها، حاشیه تالاب ها، تپه های شنی و اراضی بایر به سر برده و در نقاط کاملاً پنهان روی زمین و زیر بوته ها و در نقاطی کاملاً مخفی مانند پای پرچین ها و در مزارع گندم و ذرت و امثال آن، آشیانه می سازد. در ایران بومی است اما جمعیت آن ها اندک است و در معرض خطر انقراض قرار دارد و تا به امروز حرکتی در جهت حمایت از این گونه زیبا و نادر انجام نگرفته است. در ارسباران بیشتر در باغ ها و گاهی نیز در کوهپایه ها دیده می شود. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این نژاد توسط اروپاییان به نقاط مختلف اروپا و همچنین آمریکای شمالی به منظور شرکت در برنامه های تفریحی شکار کبک ارسال شد. در اروپا این گونه در معرض خطر نیست ولی تعداد آن در مناطق زراعی انگلستان رو به کاهش است و علت آن از بین رفتن محیط های طبیعی زیست پرنده و کاهش مواد غذایی مورد نیاز آن می باشد، به همین علت بنا به برخی اطلاعات وارده در طی بیست و پنج سال اخیر تعداد آنان در انگلستان 85% کاهش داشته است، از این رو دولت انگلستان با کمک برخی از سازمان های غیر دولتی حمایت از حیوانات اقداماتی را در راستای تکثیر پرنده انجام داده است. کبک دیوریان نام علمی آن Perdix daurica است و «دیوریا» نام منطقه ای در نزدیکی دریاچه بایکار در کشور روسیه است. این گونه در سال 1811م توسط جانورشناس آلمانی «پیتر سیمون پالاس» شناسایی گردید. این کبک در زمین­های زراعی نواحی وسیعی از شرق آسیا از شرق کشور قرقیزستان تا چین و مغولستان پراکنده است. این گونه غیر مهاجر بوده و در فصل تولیدمثل به صورت گله ای زندگی می کند و شباهت های زیادی با کبک خاکستری دارد. این گونه جزو گونه های در معرض خطر قرار ندارد. پرهای سر و پشت پرنده به رنگ قهوه ای تیره با رگه های سفید و سینه به رنگ قهوه ای مسی با لکه قهوه ای تیره در ناحیه شکم، و زیر شکم و دمگاه به رنگ زرد روشن است. کبک تبتی نام علمی آن Perdix hodgsoniae است. این گونه در سال 1857م توسط طبیعی دان انگلیسی «بریان هوگتون هودسون» شناسایی گردید. این گونه به طور وسیعی در دشت های تبت و در ارتفاعات آن سرزمین زندگی می کند و در فصل تولیدمثل به صورت گله ای دیده می شود و در سایر فصول نیز به صورت پراکنده در زمین های زراعی مشاهده می شوند. هر دو پرنده نر و ماده فاقد برآمدگی بالای پنجه یا مهمیز هستند. اندازه بدن آن ها 28-31 سانتیمتر است. پرهای سر و گردن و زیر گلو به رنگ بلوطی بوده و ابروی آن سفید و در زیر چشم لکه ای سیاه دارد و پشت و پهلوی پرنده ب رنگ خاکستری با رگه های سفید و پرهای سینه به رنگ تیره با رگه های سفید و شکم و زیر شکم و دمگاه به رنگ سفید است. نر و ماده از لحاظ حجم و اندازه شبیه هم هستند و فقط پرهای ماده کمرنگ تر از پرهای پرنده نر است. کبک ماداگاسکار نام علمی آن Margaroperdix madagascariensis است. این گونه در سال 1786م توسط طبیعی دان ایتالیایی «جیوانی آنتونی اسکوپولی» شناسایی گردید. خاستگاه آن جنگل ها و مناطق کوهستانی استوایی و نیمه استوایی در جزیره ماداگاسکار در آفریقا است. پرهای سر و گلو به رنگ تیره است که در بالای چشم و زیر چشم یک خط سفید دارد. پشت پرنده تا ناحیه دم به رنگ قهوه ای با رگه های سفید است. در ناحیه گردن و پیش سینه پرهای آن به رنگ خاکستری است و شکم و زیر شکم قهوه ای تیره با لکه های سفید است.
  2. برنز سینه پهن (Broad-breasted Bronze Turkeys) : این نژاد بومی شمال آمریکا بوده و حدود 500 سال پیش در مکزیک اهلی شده و در سال 1500 میلادی به اسپانیا برده شد و سپس در اروپا شناخته شد. این نژاد مخصوص سفره غذا توسعه یافته است. رنگ آن مشابه بوقلمون های وحشی است، اما اندازه و شکل این دو با یکدیگر متفاوت است. براساس استاندارد انجمن طیور آمریکا وزن سن بلوغ جسمی این نژاد در نرها 36 پوند و در ماده ها 20 پوند گزارش شده است. در 28 هفتگی بوقلمو ن های نر این نژاد به وزن 25 پوند می رسد. مانند نژاد سینه پهن سفید، به علت سنگینی وزن بلوغ، در این نژاد نیز تولید مثل فقط با روش تلقیح مصنوعی انجام می شود. البته نژاد برنز اصلاح نشده با روش طبیعی قادر به تولید مثل می باشد. علت نامگذاری این نژاد رنگ غیر معمول بال و پر آن است که به صورت ترکیبی از رنگ های برنز و سبز بوده و در مقابل نور آفتاب به صورت متالیک به نظر می رسد. این نژاد در شمال آمریکا پرورش داده می­شود. این گونه دارای سینه ای پهن بوده و برای تولید مثل باید از تلقیح مصنوعی و دستگاه جوجه کشی استفاده نمود. از آنجایی که تولیدکنندگان تمایل دارند نژادهای با پر سفید را پرورش دهند که پس از کشتار و پر کنی ظاهر لاشه در صورت جدا نشدن پرهای ریز مطلوب به نظر برسد. بنابراین روز به روز از تعداد این گونه کاسته شده است. در نتیجه امروزه این نژاد را با نژاد سفید بوقلمون بیشتر تلاقی داده و یا از آن برای سرگرمی و غیره استفاده می شود. از نظر ظاهر بسیار شبیه بوقلمون وحشی آمریکای شمالی است. بوقلمون های برنز در مقایسه با سایر گونه های بوقلمون اندکی آرام تر هستند و این باعث می­شود که به راحتی بتوان آن ها را در کنار خود نگهداری نمود. پرورش دهندگان این حیوان می گویند زمانی که شما وارد محل زندگی بوقلمون های برنز می شوید آن ها به راحتی و بدون ترس برای دریافت غذا به شما نزدیک می شوند. مثل بیشتر بوقلمون ها، بوقلمون های برنز نسبت به سرما و تغییرات آن بسیار حساس می باشند و بایستی در قبال چنین شرایطی محفوظ نگه داشته شوند. اغلب خانواده های بوقلمون برنز به عنوان حیوانات خانگی به فروش می رسند. پرهای آن ها رنگ سیاه مات دارد و لکه های قهوه ای متمایل به سبز بر روی آن ها در زیر نور خورشید مثل رنگ های متالیک می درخشد. لبه دم بوقلمون برنز، دور تا دور نوار سفید رنگی دارد. در حال حاضر دو نوع از بوقلمون های برنز وحشی و سینه پهن بیشتر با مقاصد تجاری تولید می شوند و دلیل آن این است که سینه آن ها گوشت نسبتاً زیادی دارد. بوقلمون های برنز به آمریکای شمالی تعلق دارند. از حدود 500 سال قبل قوم آزتک آن ها را به عنوان حیوان خانگی مورد استفاده قرار می دادند. اگرچه هر دو نوع بوقلمون های برنز در آمریکا کمیاب شده اند ولیکن بوقلمون سینه پهن بیشتر مورد استفاده عموم قرار دارد. این نکته را نیز باید افزود که پرورش سینه پهن ها بسیار مشکل تر از نوع وحشی آن ها می­باشد و دلیل آن این است که آن ها به دلیل سینه پهنشان نمی توانند جفت گیری کنند و تکثیر آن ها به صورت تلقیح مصنوعی صورت می­گیرد. تا سال 1960 بوقلمون های برنز، عمده ترین بوقلمون هایی بودند که در ایالات متحده پرورش داده می شدند. بوقلمون های برنز نر را می توان با زایده گوشت زیر گردنشان از بوقلمون های ماده تشخیص داد. اسلیت (Slate) : رنگ این گونه خاکستری متمایل به آبی بوده و هرگز به عنوان یک گونه معمولی پایدار وجود نداشته است. در حال حاضر نیز نسل آن منقرض شده است. بر روی بدن این گونه گاهی اوقات نقاط و لکه هایی به رنگ سیاه دیده می شود. اندازه جثه این گونه مشابه گونه سیاه (Black) است. سیاه (Black) : در این گونه رنگ بدن سیاه بوده و رنگ بال و پر آن سیاه متمایل به سبز می باشد. این نژاد در آمریکا غالب نیست. در حالی که در کشورهای اروپایی از اهمیت خاصی برخوردار بوده و مورد توجه مصرف کنندگان است. این گونه در قسمت های شرق انگلیس و فرانسه با موفقیت پرورش داده می شود. وزن مطلوب این گونه در آمریکا برای جنس نر یک ساله 22 پوند، جنس نر بالغ 27 پوند و جنس ماده بالغ 18 پوند و نیمچه تخم­گذار 12 پوند گزارش شده است. ناراگنست (Narragansett Turkeys) : از نظر تاریخی منشاء این نژاد نیوانگلند بوده متعلق به منطقه نارانگنست هست. البته بعضی ها منشاء آن را خارجی دانسته و از کشورهای مکزیک و بخش مرکزی آمریکا می دانند. شواهد باستان شناسی نشان داده است که این نژاد نیز از تلاقی گونه های وحشی بوقلمون به وجود آمده است. در واقع در نیمه راه روند تکاملی ایجاد نژاد برنز، این نژاد ایجاد شده است. گفته می­شود که در اوایل قرن 19 میلادی سویه های اروپایی (احتمالاً سیاه) با بوقلمون های وحشی منطقه نارانگنست تلاقی داده شده و این نژاد به وجود آمده است. سپس توسط آبراهام لینکلن یک جفت از این نژاد به آمریکا فرستاده شد. در سال 1874 میلادی این نژاد در آمریکا به ثبت رسید و استاندارد دریافت نمود. در سال 1930 میلادی این نژاد پس از نژادهای برنز و هلندی سفید، سومین نژاد رایج در آمریکا شد. از سال 1952 میلادی میزان تولید و رواج این نژاد در مقایسه با نژاد برنز در آمریکا کاهش یافت. کیفیت تولید گوشت و تخم در این نژاد خوب است. رنگ بدن این نژاد شبیه نژاد برنز است، با این تفاوت که به جای رنگ برنز، رنگ خاکستری براق و قهوه­ای در قسمت­های انتهایی بدن دیده می­شود. این نژاد تحرک زیادی داشته اما در صورت آزاد بودن در چراگاه، از سالن پرورش زیاد دور نمی شود. همچنین خصوصیات مادری و مراقبت از جوجه ها در این نژاد خوب است. ساختاری مشابه نژاد برنز دارد. برتری این نژاد در اندازه بدن و بی سر و صدا بودن آن است. برای مصرف روزانه یک خانواده و میهمان یک قطعه بوقلمون این نژاد کافی است. در حالی که نژاد برنز سینه پهن، فقط برای استفاده در میهمانی های بزرگ و پرجمعیت بیشتر مناسب است. رویال پالم (Royal Palm Turkeys) : تنها نژادی است که برای صفت تولد گوشت و سنگینی وزن بلوغ انتخاب نشده است. به طوری که وزن بوقلمون های جوان این نژاد در جنس نر 16 پوند و در جنس ماده 10 پوند است و وزن بوقلمون های بالغ آن حداکثر در جنس نر 22 پوند و در جنس ماده به 16 پوند می رسد. این نژاد به عنوان پرنده های زینتی به شمار می رود. رنگ استاندارد آن سیاه و سفید می باشد که البته در صورت تلاقی آن با سایر نژادهای رنگ خطوط نیز تغییر خواهد نمود. به نظر می رسد به علت تشابهات زیاد از نظر خصوصیات ظاهری، بین این نژاد و نارنگنست رابطه خویشاوندی وجود داشته باشد. بوربون قرمز (Bourbon Red) : این نژاد از انتخاب در واریته جرسی باف در ایالت پنسیلوانیای آمریکا برای داشتن رنگ تیره تر به وجود آمده است. سپس در ایالت کنتاکی اصلاح نژاد شده و توسعه یافته است. به طوری که حتی به نام نژاد کنتاکی قرمز نیز خوانده می شود. همه ادعاها در مورد این که این نژاد ابتدا به صورت وحشی وجود داشته است، مردود است. این نژاد در سال 1909 در آمریکا به ثبت رسیده و استاندارد انجمن طیور را دریافت نمود. وزن سن بلوغ جنس نر این نژاد 33 پوند و جنس ماده آن 18 پوند است. از فراوان ترین بوقلمون های مانده از قدیم به شمار می رود. به طوری که 33 درصد از مزارع حفظ و نگهداری بوقلمون های تاریخی آمریکا را به خود اختصاص می دهد. هلندی سفید (White Holand) : این بوقلمون ها در کشور هلند پرورش و نژاد آن ها گسترش یافته است. در این میان بوقلمون های وحشی نیز از آمریکا به اروپا صادر شده اند، ولی هلند و اتریش به گونه های سفید که یکی از آن ها همین نوع است علاقه مند بوده است. اولین بار، بوقلمون در اوایل قرن 18 میلادی وارد ایالات متحده و بریتانیا گردید و تا سال 1847 نژاد استاندارد این حیوان محفوظ بوده است. امروزه گونه های وایت هلند که به طور تجاری هم پرورش داده می شوند از مشهورترین گونه هایی هستند که در تعطیلات زمستانی در ایالات متحده به فروش می رسند ولیکن بیشتر آن ها اصیل نیستند و یا به عبارت دیگر گونه های اصیل بوقلمون مذکور نسبتاً کمیاب است. مراقبت از این بوقلمون ها شبیه سایر بوقلمون ها می­باشد و به خاطر جثه بزرگشان برای این حیوانات باید به حد کافی فضای لازم برای حرکت وجود داشته باشد. بوقلمون های هلندی سفید را به سختی می­توان پیدا کرد و نژاد آن­ها به ندرت پرورش داده می شود. برخلاف گونه های تجاری آن، برای نوع واقعی آن برای پرورش و تکثیر نیاز به تلقیح مصنوعی وجود ندارد. امروزه اختلالاتی در مورد نژاد بوقلمون هلندی سفید به وجود آمده است. اگرچه اغلب بوقلمون­های سفید را به نام هلندی سفید می شناسند، ولی همه آن ها استانداردهای نژاد مزبور را دارا نمی باشند. نژاد بوقلمون های واقعی هلندی سفید روز به روز کمیاب تر می شود. بنابراین اقدامات حمایتی جهت حفاظت آن ها باید صورت گیرد. بوقلمون های هلندی سفید دیگر به طور گروهی پرورش داده نمی شوند. پرورش دهندگان نژاد اصیل بسیار کم هستند و آن ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که بوقلمون های مذکور با استانداردهایی مورد ارزیابی قرار می گیرند که به مرور زمان از استانداردهای نژاد اصیل فاصله گرفته است. این نوع بوقلمون ها تنها توسط علاقه­مندان پرورش داده می شوند و پرورش آن ها بسیار محدود می باشد. در حال حاضر نوعی از بوقلمون سفید هلندی به طور تجاری پرورش داده می شوند . اگرچه امروزه بیشتر گونه های بوقلمون هلندی سفید که به منظور مقاوم بودن با نژادهای دیگر آمیخته شده است، دارای چشم های قهوه ای رنگ می باشند ولیکن نژاد اصیل این دسته از بوقلمون ها دارای چشمان آبی بوده است. برخی از انواع نر این بوقلمون ها هنوز هم دارای غبغب سیاه هستند. رنگ گردن و زیر گردن بوقلمون ها مثل ساق پا و انگشتان پای آن ها، سفید متمایل به صورتی می باشد. منقار آن ها هم رنگ صورتی دارد و هم می تواند رنگ استخوانی داشته باشد. در روی سر بوقلمون های مزبور نشانه ای از رنگ سرخ آبی وجود دارد. بقیه اندام بوقلمون وایت هلند را پرهای شاداب سفید رنگ پوشانده است. امروزه، گونه هایی از بوقلمون های هلندی سفید که با بوقلمون های سفید بزرگ آمیخته شده است دارای سینه ای پهن و پاهای کوتاه تر در مقایسه با گونه های اصیل می باشند. بوقلمون های نر اصیل معمولاً حدود 33 پوند و نوع ماده حدود 18 پوند وزن دارند. در آمریکا بوقلمون های ماده در 14 تا 16 هفتگی با وزن 7 تا 8 کیلوگرم و بوقلمون های نر در 17 تا 20 هفتگی با وزن 12 تا 15 کیلوگرم به بازار عرضه می شوند. درضمن 70 درصد از بوقلمون های کشتار شده به صورت عمل آوری شده به دست مصرف کننده می رسد و به علت بزرگتر بودن اندازه لاشه، بیشتر جنس نر پرورش داده می شود. در آمریکا گوشت بوقلمون به صورت چرخ کرده نیز عرضه می شود. بلتس ویله (Beltsville flock) : در سال 1934 میلادی دپارتمان کشاورزی ایالات متحده برای تولید نژاد بلتس ویله، از تلاقی نژادهای مختلف بوقلمون پروژه ای را شروع کرد و پس از گذشت 7 سال یعنی در سال 1941 میلادی این نژاد را معرفی نمود. این نژاد در سال 1951 به ثبت رسید. وزن بالغ این نژاد در نرها 23 پوند و در ماده ها 13 پوند گزارش شده است. این نژاد از نظر داشتن سینه پهن در درجه دوم اهمیت پس از نژاد برنز سینه پهن قرار می گیرد. این نژاد از فراوان ترین نژاد دارای رنگ سفید به شمار می رفت. در حال حاضر این نژاد فقط در دانشگاه ویسکانسین آمریکا و در یک مرکز پرورش حفاظت شده در کشور کانادا نگهداری می شود.